تبليغاتX
فخرآباد ما - اشعار شاعران فخرابادی
دوست عزيزمان شيخ مرتضي حيدري گزيده اي از اشعار مرحوم كربلايي حاج علي پور محمد متخلص به خا ئف را از طريق پست الترونيكي وبلاگ براي ما ارسال داشتند كه در ادامه درج ميگردد .

روح آن مرحوم شاد و خداوند با بزرگان ايشان را محشور نمايد .

ای دل به غفلتی زکفت اختیار رفت

ازتن قوای طاقت وصبر و قرار رفت

شد ناپدید رونق گلهای با فرح

زینت فزای غنچه رنگین نگار رفت

آن سبزه زارِ دامن بستان وکوهسار

جمله به باد حادثه روزگار رفت

آن آب و تاب و خرمی و زینت چمن

خائف چه میکنی که ز کف اختیار رفت

آمد به پیش آن سفر هولناک مرگ

اگه نه ای جوانی با افتخار رفت

روز شباب وجلوه زیبای تابناک

آن گیسوان پیچ وخم تابدار رفت

از سر برون هوا شد واز دل گذشت عشق

پیری رسید وآن همه عز و وقار رفت

     از نونهال عمر نبردیم بهره ای

شد ریشه خشک فایده از شاخسار رفت

تا کی به غفلتی تو دلا  از نشاط عمر

آن بوی ورنگ از گل و از گلعذار رفت

بعد از فراخوان شعر ومتون ادبی فرزندان مرحوم حاج ابوالحسن نوروزی ما را مورد لطف قرار داده و شعری از آن مرحوم را در اختیار ما گذاشتند که در ادامه آن را قرار داده ایم. خداوند او را رحمت کند.

به عهد خردسالي، ناز پرور

ترا گهواره جنبان بود مادر

ز ده تا بيست آغاز جوانيست

اساس و استوار زندگاني است

سنين چون بگذشت از بيست

نشايد چون تو را فرزندگان زيست

چراغ سي گهي افروخته باشي

كه از دانش بسي آموخته باشي

بهار عمر باشد تا چهل سال

مبادا بي خبر باشي زاحوال

شمار عمر چون آيد به پنجاه

تو را فرزندگان تابند چون ماه

به حد شصت چون آيد شمارت

ببالد نوجواني در كنارت

رسد چون نوبت عمرت به هفتاد

رود شور جواني پاك بر باد

به هشتاد بود آغاز سستي

زمان سستي و نا تندرستي

نود باشي يكي افتاده ده پير

كه آموزند از تو رأي و تدبير

پس از صدگاه رفتن پيش آيد

سفر را مرده دور انديش بايد

 

نوشته شده توسط يك فخرآبادي در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 12:51 | لینک ثابت |