تبليغاتX
فخرآباد ما

* آبگرفتگی معابر روستا پس از بارندگی

آب گرفتگی معابر روستا

*تخریب جنگل در روز طبیعت!

تخریب جنگل

*ورود سیلاب به کانال قنات

ورود سیلاب به کانال قنات

نوشته شده توسط يك فخرآبادي در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 ساعت 21:46 | لینک ثابت |

شعري زيبا از يكي از همشهريان باذوق كه با عنوان دوستدار فخراباد با وبلاگ فخراباد ما در ارتباط است بدستمان رسيد ، كه در ادامه مطلب بصورت كامل ميتوانيد ببينيد ، اگر بنظرتان رسيد كه اسمي از قلم افتاده در بخش نظرات درج نماييد .

بنام توخـــالق و واحـــد خدای

کنم قصه زندگی را روای

من از کودکی تا جوانی به ده

همی زندگی کرده ام روز به

بسی خاطره مانده از آن زمان

زفخرآباد ُآن همه دوستان

من دوستانی که یک دل بدیم 

بسی شاد از غم چه غافل بدیم

زقلعه برون بود ما را سرای

همه دوستان بسی نیک رای

بیارم بسی نام آن نامیان

در این نامه آرم از آنها نشان

نخستین فریدون بد از آن میان

منوچهر برادر بدش با امان

رحمان ایرج میثمم نیز هست

برادر که بودند با او هم نشست 

مرادی بود نام فامیلشان

همه شش برادر که دادم نشان

یاسر با علی مهدی اشکان پسر

منوچهر با رحمان و ایرج پدر

مرادی راد آرش است یک پسر

دگر آرمین است بیژن پدر


ادامه مطلب
نوشته شده توسط يك فخرآبادي در جمعه هفتم فروردین 1388 ساعت 13:42 | لینک ثابت |