تبليغاتX
فخرآباد ما
امروز دوشنبه سيزدهم بهمن ماه پس از يک هفته رنج بيهوده و ديدار چهره‌هاي بيهوده تر و شخصيت‌هاي مدرج، گذرنامه را گرفتم و براي چهارشنبه جا رزرو کردم ... عازم سفرم و به حکم شرع ،در اين سفر بايد وصيت کنم. وصيت يک معلم که از هيجده سالگي تا امروز، جز تعليم کاري نکرده و جز رنج چيزي نيندوخته است، چه خواهد بود؟ جز اينکه همه قرض‌هايم را از اشخاص و از بانکها با نهايت سخاوت و بي دريغي « تماما » واگذار مي کنم به همسرم که از حقوقم ( اگر پس از فوت قطع نکردند ) و حقوق‌اش و فروش کتابهايم و نوشته‌هايم و آنچه دارم و ندارم، بپردازد... من مي‌دانستم که به جاي کار در فلسفه و جامعه شناسي و تاريخ اگر آرايش مي‌خواندم يا بانکداري و يا گاوداري، امروز وصيتنامه‌ام به جاي يک انشاي ادبي، شده بود صورتي مبسوط از سهام و املاک و منازل و مغازه‌ها و شرکت‌ها و دم و دستگاهها که تکليفش را بايد معلوم مي کردم و مثل حال « به جاي اقلام » الفاظ رديف نمي کردم... فرزندم ! تو مي تواني « هر گونه بودن » را که بخواهي باشي، انتخاب کني. اما آزادي انتخاب تو در چهارچوب حدود انسان بودن محصور است. با هر انتخاب بايد انسان بودن نيز همراه باشد وگرنه ديگر از آزادي و انتخاب سخن گفتن بي‌معني است، که اين کلمات ويژه خداست و انسان و ديگر هيچ کس... تو هر چه مي خواهي باش، اما آدم باش. اگر پياده هم شده است سفر کن. در ماندن مي پوسي. هجرت کلمه بزرگي در تاريخ «شدن» انسان‌ها و تمدن‌هاست. اروپا را ببين. اما وقتي ايران را ديده باشي، وگرنه کور رفته‌اي، کر باز گشته‌اي... اما تو، سوسن ساده مهربان احساساتي زيباشناس منظم و دقيق، و تو، ساراي رند عميق عصيانگر مستقل! براي شما هيچ توصيه‌اي ندارم. در برابر اين تند بادي که بر آينده پيش ساخته شما مي وزد، کلمات که تنها امکاناتي است که اکنون در اختيار دارم، چه کاري مي توانند کرد؟... و اما تو همسرم، چه سفارشي مي توان به تو داشت؟ تو که با از دست دادن من هيچ کس را در زندگي کردن از دست نداده‌اي. نبودن من خلايي در ميان داشتن‌هاي تو پديد نمي‌آورد، و با اين حال که چنان تصويري از روح من در ذهن خود رسم کرده‌اي، وفاي محکم و دوستي استوار و خدشه ناپذيرت به اين چنين مني، نشانه روح پر از صداقت و پاکي و انسانيت توست... آرزوي ديگرم اين بود که يک سهم آب و زمين از کاهه بخرم به نام مادرم وقف کنم و درآمدش صرف هزينه تحصيل شاگردان ممتاز مدرسه اين ده شود که در سبزوار تحصيلات شان را تا سيکل يا ديپلم ادامه دهند... و خدا را سپاس مي گزارم که عمر را به خواندن و نوشتن و گفتن گذراندم که بهترين «شغل» را در زندگي، مبارزه براي آزادي مردم و نجات ملتم مي‌دانستم و اگر اين دست نداد بهترين شغل يک آدم خوب، معلمي است و نويسندگي و من از هيجده سالگي کارم اين هر دو... و آخرين وصيتم به نسل جواني که وابسته آنم، و از آن ميان به خصوص روشنفکران و از اين ميان بالاخص شاگردانم که هيچ وقت جوانان روشنفکر همچون امروز نمي توانسته اند به سادگي، مقامات حساس و موفقيت‌هاي سنگين به دست آورند، اما آنچه که در اين معامله از دست مي دهند، بسيار گرانبهاتر از آن چيزي است که بدست مي‌آورند. و ديگر اين سخن لاادري فرنگي که در ماندن من سخت سهيم بوده است که «شرافت مرد همچون بکارت يک زن است. اگر يک بار لکه‌دار شد ديگر هيچ چيز جبرانش را نمي‌تواند.» « علي شريعتي » 13/11/1348
نوشته شده توسط يك فخرآبادي در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 ساعت 17:49 | لینک ثابت |
عجیب تر از عجیب:

در اين دنياي عجيب و غريب از ديدن خيلي از چيزها هاج و واج مي شوي اين هم گوشه‌اي از آن اطلاعات عجيب . در اين دنياي سرشار از شگفتي نميشه‌ خيلي از چيزها را باور نکني .
يک سوسک حمام مي‌تواند 9 روز بدون سر زندگي کند تا اينکه از گرسنگي بميرد.يک کوروکوديل نمي‌تواند زبانش را بيرون در بياورد.حلزون مي‌تواند 3 سال بخوابد.به طور ميانگين مردم از عنکبوت بيشتر مي‌ترسند تا از مرگ!اگر جمعيت چين به شکل يک صف از مقابل شما راه بروند، اين صف به خاطر سرعت توليد مثل هيچ‌وقت تمام نخواهد شد. خطوط هوايي آمريکا با کم کردن فقط يک زيتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جويي کند.ملت آمريکا بطور ميانگين روزانه 73000 متر مربع پيتزا مي‌خورند.چشم‌هاي شترمرغ از مغزش بزرگتر است. بچه‌ها بدون کشکک زانو متولد ميشوند. کشکک‌ها در سن 2 تا 6 سالگي ظاهر مي‌شوند. کوبيدن سر به ديوار 150 کالري در ساعت مصرف مي‌کند.پروانه‌ها با پاهايشان مي‌چشند. گربه‌‌ها مي‌توانند بيش از يکصد صدا با حنجره خود توليد کنند در حاليکه سگ‌ها کمتر از 10 تا!ادرار گربه زير نور سياه مي‌درخشد. تعداد چيني‌هايي که انگليسي بلدند، از تعداد آمريکايي‌هايي که انگليسي بلدند، بيشتر است!! دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرطي که طرفين خون خود را بر گردن بگيرند.فيل‌ها تنها حيواناتي هستند که نمي‌توانند بپرند.هر بار که يک تمبر را ميليسيد 10/1 کالري انرژي مصرف مي‌کنيد.فورييه 1865 تنها زماني بود که ماه کامل نشد.کوتاهترين جمله کامل در زبان انگليسي I am است.اگر عروسک باربي را زنده تصور کنيد سايزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتي‌متر خواهد بود با گردني 2 برابر بلندتر از يک انسان نرمال.تمام خرسهاي قطبي، چپ دست هستند. اگر يک ماهي قرمز را در يک اتاق تاريک قرار دهيد، کم کم رنگش سفيد مي‌شود. اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فرياد بزنيد، انرژي صوتي لازم براي گرم کردن يک فنجان قهوه را توليد کرده‌ايد.در مصر باستان افراد روحاني تمام موهاي بدن خود را مي‌کندند حتي ابروها و موژه‌ها. کوتاه‌ترين جنگ در تاريخ در سال 1896 بين زانزيبار و انگلستان رخ داد که 38 دقيقه طول کشيد.در 4000 سال گذشته هيچ حيوان جديدي رام نشده است.هيچ‌وقت نميتواني با چشمان باز عطسه کني.تعداد انسان‌هايي که به وسيله خر کشته مي‌شوند، از انسان‌هايي که در سانحه هوايي مي‌ميرند بيشتر است.چشم‌هاي ما از بدو تولد همين اندازه بوده‌اند، اما رشد دماغ و گوش ما هيچ‌وقت متوقف نمي‌شوند. هر تکه کاغذ را نمي‌توان بيش از 9 بار تا کرد.در هرم خئوپوس در مصر که 2600 سال قبل از مبلاد ساخته شده است، به اندازه‌اي سنگ به کار رفته که مي‌توان با آن ديواري آجري به ارتفاع 50 سانتي‌متر دور دنيا ساخت. اگرتمام رگ‌هاي خوني را در يک خط بگذاريم، تقريبا 97000 کيلومتر مي‌شود.وقتي مگس بر روي يک ميله فولادي مي‌نشيند، ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم مي‌شود.آمريکا تا 50 ميليون سال ديگر دو نيم خواهد شد.عدد 2520 را مي‌توان بر اعداد 1 تا 10 تقسيم نمود، بدون آن‌که خارج قسمت کسري داشته باشد.30 برابر مردمي که امروزه بر سطح زمين زندگي مي‌کنند، در زير خاک مدفون شده‌اند.تنها حيواني که نمي‌تواند شنا کند، شتر است.شيشه در ظاهر جامد به نظر مي‌رسد ولي در واقع مايعي است که بسيار کند حرکت مي‌کند. در هر ثانيه بيش از 5000 بيليون بيليون الکترون به صفحه تلويزيون برخورد مي‌کند و تصويري را که شما تماشا مي‌کنيد، بوجود مي‌آورد.شانس شبيه بودن دو اثر انگشت، يک به 64 ميليارد است.يک ليتر سرکه در زمستان سنگين‌تر از تابستان است.قد انسان تا 20، 25 سالگي و گاها 40 سالگي بلند مي‌شود و از چهل سالگي به بعد، قد انسان هر دو سال حدود 6 ميلي‌متر کوتاه مي‌شود.فقط با از دست دادن يک درصد از آب بدن، احساس تشنگي مي‌کنيم!دهان انسان روزانه يک ليتر بزاق توليد مي‌کند.چيتا يا يوزپلنگ سريع‌ترين حيوان خشکي است. او در عرض فقط 3 ثانيه 100 کيلومتر در ساعت سرعت مي‌گيرد. رکوردي که حتي سريع‌ترين خودروهاي فراري هم نتوانسته‌اند بشکنند.کرم‌هاي ابرشيم در 56 روز، 86 هزار برابر خود غذا مي‌خورند. تنها قسمت بدن که خون ندارد، قرينه چشم است. شتر در 3 دقيقه 95 ليتر آب مي‌خورد

 

نوشته شده توسط يك فخرآبادي در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 15:16 | لینک ثابت |

ایمیلی از دوستی به دستم رسید با عنوان مصاحبه با خدا ، بهتر دیدم برای مطالعه تمامی دوستا ن آنرا در این پست بزارم ، با امید به اینکه برای یک لحظه کوچک ما را به فکر وادارد .

 

من از خدا سؤال كردم: « چه چيزي درآدمها شما را بيشتر متعجب مي كند؟»

خدا جواب داد....

« اينكه از دوران كودكي خود خسته مي شوند و عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند...و دوباره آرزوي اين را دارند كه روزي بچه شوند»

«اينكه سلامتي خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست مي دهند و سپس پول خود را خرج مي كنند تا سلامتي از دست رفته را دوباره باز يابند»

«اينكه با نگراني به آينده فكر مي كنند و حال خود را فراموش مي كنند به گونه اي كه نه در حال و نه در آينده زندگي مي كنند»

«اينكه به گونه اي زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگزنزيسته اند»

 

دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتي به سكوت گذشت....

سپس من سؤال كردم:

«به عنوان پرودگار، دوست داري كه بندگانت چه درسهايي در زندگي بياموزند؟»

 

خدا پاسخ داد:

 

« اينكه ياد بگيرند نمي توانند كسي را وادار كنند تا بدانها عشق بورزد. تنها كاري كه مي توانند انجام دهند اين است كه اجازه دهند خود مورد عشق ورزيدن واقع شوند»

« اينكه ياد بگيرند كه خوب نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند»

«اينكه بخشش را با تمرين بخشيدن ياد بگيرند»

« اينكه رنجش خاطر عزيزانشان تنها چند لحظه زمان مي برد ولي ممكن است ساليان سال زمان لازم باشد تا اين زخمها التيام يابند»

« ياد بگيرند كه فرد غني كسي نيست كه بيشترين ها را دارد بلكه كسي است كه نيازمند كمترين ها است»

« اينكه ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمي دانند كه چگونهاحساساتشان را بيان كنند يا نشان دهند»

« اينكه ياد بگيرند دو نفر مي توانند به يك چيز نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند»

« اينكه ياد بگيرند كافي نيست همديگر را ببخشند بلكه بايد خود را نيز ببخشند»

 

باافتادگي خطاب به خدا گفتم:

« از وقتي كه به من داديد سپاسگذارم»

و افزودم: « چيز ديگري هم هست كه دوست داشته باشيد آنها بدانند؟»

خدا لبخندي زد و گفت...

«فقط اينكه بدانند من اينجا هستم»

« هميشه»

نوشته شده توسط يك فخرآبادي در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 ساعت 19:51 | لینک ثابت |

آثار و ابنيه تاريخي بدون شك از مصاديق بارز پشتوانه هاي حياتي و غيرقابل انكار تمدن بشري عموماً و علي الخصوص تاريخ تمدن و فرهنگ كشور است كه به موجب آن تمامي ملت ها امكان شناخت مباني شكل گيري حيات فكري و اجتماعي خويش و چگونگي زندگي و تعامل با ساير ملتها در دنياي جديد را خواهد داشت.

در ورودي روستاي فخرآباد كاروانسراي شاه عباسي قرار دارد كه باعث افتخار روستا مي باشد. ولي متأسفانه از زمان انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي روي ديوارهاي سمت ورودي روستا شعارهايي در حمايت و يا تخريب كانديداهاي مجلس و نيز استمداد از مسئولين براي رفع مشكل دهستان شدن فخرآباد، توسط اسپري هاي رنگي نوشته شد و متعاقب آن نيز بعضي از همشهريان براي تبليغ كار و اشتغال خود به جهت جذب مشتري، اقدام به نوشتن روي ديوارهاي اين بناي تاريخي كردند.

متأسفانه به دليل نبود آگاهي و عدم تبليغات مناسب بعضي از همشهريان ما از ارزش واقعي اين اثر ارزشمند آگاه نيستند. بسياري از آنها نمي دانند كه اين كاروانسرا يك گنج ملي است و بايد در حفظ آن كوشيد لذا نسبت به حفظ اين اثر چندان توجهي ندارند.

لازم به تذكر است كه برابر ماده 558 قانون مجازات اسلامي «هر كس به تمام يا قسمتي از ابنيه تاريخي يا مذهبي آسيب وارد كند علاوه بر جبران خسارت وارده  به حبس از يك تا 10 سال محكوم مي شود. بنابراين آگاهي دادن به اين افراد كه نا آگاهانه باعث صدمه زدن به اين اثر ملي مي شوند، وظيفه تك تك ما فخرآبادي هاست تا اين سند هويت ما براي نسل هاي بعد حفظ گردد.

نوشته شده توسط يك فخرآبادي در شنبه هجدهم خرداد 1387 ساعت 17:13 | لینک ثابت |